کاشکی دنیا می گذاشت تا توکنار من بمونی
نه صدا دارم بخونم نه میذارن که بمونم
نه می شه داد بزنم من نه می شه آواز بخونم
تو که تو نغمه و سازی تو که آهنگ می سازی
یه جوری از دل ما خبر داری می شه این نغمه ی غمناکو بسازی؟
بنویس این غم مارو بنویس قصه ی دلا جدا رو بنویس
بنویس از راه دورو بنویس قصه ی زنده به گورو بنویس
از دل خسته و تنها بنویس از اوونکه نشسته بالا بنویس
از لبای سرخ وخندون بنویس از چشای خیس و گریون بنویس
از کسی که آسوپاسه بنویس از کسی که با کلاسه بنویس
شبتا صبح نامه نوشتن بنویس نمیشه خودم رو کشتن بنویس
خوشبحالتکه میتونی بنویس باغمت آواز بخونی بنویس
بنویس من نمیتونم بنویس ازغمم هیچجا بخونم بنویس
بنویس شکسته پشتم بنویس اینارو بی نور نوشتم بنویس
بنویس تنهایی موندم بنویس ننویس باهات نموندم بنویس
بنویس که خیلی تنهام بنویس مثل کف روی موجام بنویس
ازغم وصداو عاشق بنویس ازغمو داغ شقایق بنویس
ازیه انگشتو انگشتر بنویس که هنوز نیووردی در بنویس
بنویس از خود مریخ بنویس ازگل سرخو گل تیغ بنویس
ازچشای خیسو شبهام بنویس بنویس که بیتو تنهام بنویس