تبليغاتX
حرفهای خودمونی - شهریار!!!!!!!!!!!!
مرسی از تو که حرفای دلم رو می خونی
ثریای زندگی من کسی بود به اسم شیوا اومدو شهریار قصه ی من رو برد شهریار من نه شاعر بود نه هنرمند نه تاجر بود ونه اسمش شهریار و نه معروف بود منم شدم لاله ی بی کس شهریار منم می دونست که چقدر تنهام هنوزم دلم می لرزه که نکنه شهریار من طوریش شه .من اون لاله ای بودم که خبر از ثریا نداشت من لاله ی شهرستانی کجا و شیوا یا ثریا کجا

شهریار من همیشه وقتی دلم می گیره آرزوم اینه که بدونم این ثریای تو چه شکلی بوده حیف صفحه ی مونیتورتوان بیان حس و سوختن ته ته ته دلم رو تو لحظه های دلتنگی  من نداره آخخخخخخخخخخخخخخ نفسم بدجوری سنگینه یکی نیست بگه بنده ی خدا دل شکسته که اگه ۱۰۰۰سالم بگذره آروم نمی شه

آخخخخخخخخخخخخ:

روزگارم گله مندي شده است

من بگریم تو بخندي شده است

 ازدلم ياد نكردي شايد،

عشق هم سهميه بندي شده است

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:27  توسط راشین  | 

 


سايت لينك باكس -