می شود گفت کجایی چه خبر
می شود در پس تکرار صدا را گم کرد
می شود در پس یک عمر ندا را گم کرد
صورتی خاطره ای احساسی
اشک نا آمده ای لبخندی
بی تو افسوس نه آهنگی هست
نه صدایی نه دل تنگی هست
من صدا را نفس و خاطره را گم بکنم
این دل غم زده را من چه کنم
بی صدادر پس تصویر نگاهت گشتم
محو شد دور چونان خاطره ای
من تو را دل خود حفظ کنان می خوانم
هر کجا هستی باش
روزگارت همه نورانی باد
تو همش مال منی هر که به توست بماند اما
تو خودت مال منی