تبليغاتX
حرفهای خودمونی
مرسی از تو که حرفای دلم رو می خونی
افسوس مي خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار مي ايد ؟...امدي در سرماي زمستان... به سردي زمستان بودي..... به غم انگيزي شبهاي تنهايي..... به خشکي برف ...مي روي..... بهار مي ايد ...به نظر معامله خوبي است....اميد ان دارم بهار گلي بر چهره ات بنشاند ...چه اميد مبهمي...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:45  توسط راشین  | 

منتظر كسی باش كه اگه حتی در ساده ترین لباس بودی، حاضر باشه تو رو به همه دنیا نشون بده وبگه كه: "این دنیای منه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 22:27  توسط راشین  | 

چه بسيارند كساني كه به هنگام غروب ، از غصه ناپديد شدن آفتاب چنان مي گريند كه ريزش اشك ها مانع از ديدن ستارگان مي شود

مرگ هيجان انگيز ترين صحنه ي زندگي ماست كه هيچ گاه آن را براي ديگران تعريف نمي كنيم

آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد

اي كه از درد دلم با خبري / قرص دل درد مرا كي مي خري؟praying

ساقیا پیمانه ایرا لبریز کن هر چه دا ری در دهان سرریز کن ساقیامی ده که مدهوشم کند بی خبر از حال و بیهوشم کند ساقیا درد من را درمان نما جرعه ای می در دل ودر جان نما ساقیا محتاج درمان توام در سرای دل نگهبان توام ساقیا درمان دردم دست توست این دل بشکسته ام درشصت توست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 22:24  توسط راشین  | 

  آدما گم می شن و زود می میرن

خبری ز همدیگه نمی گیرن

یه اس ام اس می زنن فکر می کنن

که می تونن غم رو از تو بگیرن

یه دل اینجا داره پرپر می زنه

واسه مردن به هر در می زنه

یکی بی خیال دنیا شده و

دایما میاد به ما سر می زنه

من کیم یه ساکت گوشه نشین

باز بیا دردو توی چشام ببین

پنجره منتظر چشام نموند

دفتر آرزوهام خط خطی موند

منم و یه عـــــــــــــــــــالمه خاطر ها

منم و از زنده ها دور شدنا

منم و یه ساعتی که می گذره

کاش بیاد تا نفسم رو ببره

کاش تموم شه زندگی از ایندفعه

کی می گه بی نفسی بودن صفه

واسه مردنم باید صبر کنم

نکنه یکی بیاد بگه خفه

زندگی بسه دیگه بسه دیگه

غماشم ماله منه

شادیاش می شه ماله کسه دیگه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 21:59  توسط راشین  | 

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

Ensan Azizesho Faramoosh Nemikone Balke Be Nadidanesh Adat Mikone.Taghdim Be Azizi Ke Adat Be Nadidanesh Mese Faramoosh Kardanesh Gheire Momkene

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 22:7  توسط راشین  | 

چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته

بلند ترين ارتفاعي که باعث مرگ آدمي مي شود افتادن از چشمان کسيست که فکر مي کند همه چيز اوست

صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو . يا دل از ديده تو سير شود بعد برو . تو اگر کوچ کني بغض خدا ميشکند . صبر کن گريه به زنجير شود بعد برو

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 20:26  توسط راشین  | 

روزگاریست همه عرض بدن میخواهند ،همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند،دیو هستند ولی مثل پری می پوشند ،گرگ های که لباس پدری می پوشند،آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند،عشق ها را همه با دور کمر می سنجند،خوب طبیعتی است که یک روزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد

در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهي شد

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 23:13  توسط راشین  | 

روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم...... تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست تنهائي رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند

دل به دلداران سپردن کارهر دلدار نيست. من به تو جان مي سپارم دل که قابل دار نيست

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 8:10  توسط راشین  | 

روزگاري مردم دلشان درد نداشت

 هركسي غصه اين كه چه مي كرد نداشت

 چشمه سادگي از لطف زمين مي جوشيد

 خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:49  توسط راشین  | 

۱.      دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.

2.      دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

3.      خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.

4.      غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

5.      گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.

6.      حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.

7.      زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.

8.      چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.

9.      مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

10.  لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.

11.  كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.

12.  رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.

13.  چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.

14.  دوست جديد دنياي جديد است.

15. همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.

16.  هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.

17.  همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.

18.  زندگي ساختني است نه گذراندني.

19.  جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.

20.  غرور انهدام است مغرور نباش.

21.  اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.

22.  امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.

23.  ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.

24.  بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.

25.  كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.

26.  در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 6:26  توسط راشین  | 

fekr kon khoobam

fekr kon ke asmane ghalbe man abist

 fekr kon anduhe man payan paziroftast

 fekr kon baran nemibarad

bedan inja deli abrist

abritar az in del dar jahan del nist

asmane khane emshab gharghe anduh ast

dele man sakht dargire sedaye khaterate poocho bimanist

khodavandi dar in donyast ke aramam tavanad kard

khodavanda tamamash kon ke az anduh labrizam

 tavane zende mandan nist

kari kon ke man sar share az dardam   

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 21:0  توسط راشین  | 

زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن ...................... ......... .

مهم نیست که قشنگ باشی قشنگ اینه که مهم باشی حتی برای یه نفر...........

هر کي دلتو شکوند صداشو در نيار، يه روز دلش ميشکنه و صداش در مياد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 23:13  توسط راشین  | 

دلم را اهني کردم مبادا عاشقت گردد ندانستم توي ظالم دلي اهن ربا داري!!!

شمع سوزان توام اينگونه خاموشم نکن از کنارت ميروم اما فراموشم نکن

نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم

همین حس نوشتن که نیست ما هم مطلب کپی پیست می کنیم ببخشید سعی می شه شخصی تر بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 23:4  توسط راشین  | 

مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني

من خسته ترين واژه ي ملموس غروبم کاش در اين وسعت سبز يک نفر درد مرا مي فهميد!

دل تشنه شد و در تو گمان برد که اب است بيچاره ندانست فريبنده سراب است!

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 18:44  توسط راشین  | 

عميقترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعي است که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد!! عميقترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن شانه هاي محکمي است که بتواني به آن تکيه کني و از غم زندگي برايش اشک بريزي

 کاش خودکارم می توانست .... بنویسد که احساسم چیست ؟ قلبم چه می گوید .... بنویسد معنای دوست داشتن چیست؟ کاش جوهر احساس داشت ... کاش بر گ دفترم غم را نشان می داد..... برگ دفتر جای احساسم نیست .... قلمم قدرت ندارد عشق را نقاشی کند ... با همه کاستی هائی که دفتر و برگ و قلم دارند .... باز هم با آنها می نویسم دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:20  توسط راشین  | 

هنوز فکر می کنم

که من درون لحظه های خویشتن چه اشتباه کرده ام ؟

که اینچنین تمام عشق ها ز من فرار می کنند

ز آسمان چشم من اگر عبور می کنی

بگو جوانه های ناب اشک را چطور دور می کنی

 چه لحظه ای که خویشتن  به انتها کشیده ام 

چه دیده ها که دیده ام ندیده ها ندیده ام

بگو به من کجای حرف مهر را به  اشتباه خوانده ام

که عاجزانه دستها ی لحظه ها

ز دستهای من تهی

همش فرار می کنند

ببین  که دستهای من هنوز هم ز دست های تو تهیست

پس ازهزار سالگی چه انتهای ساده ایست

به انتظار عشق و دلندادگی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:55  توسط راشین  | 

شوما تاج سر ماین شوما عزیز دلماین مگه می شد این جانب حقیر شوما دوست عزیز تر از جوونم شمع محفلم نخوام؟(با لهجه ی شیرین اصفهوونی بخوونیندش) بهدخت ماه ماه ماه خودم دلم واست تنگه تنگه تنگ شده بود تو هنوزم نمی خوای جزوه روغن ما رو بهمون برسونی؟دلم واست ۱ ذره شده دختر کجاها یی چیکارا می کنی ۱ خبر از اوضاعت بهم بده ؟بهم زنگ بزن بد نمی شه  نترس ۱میس کال بندازی خودم کوچیکتم زنگت می زنم  خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خوشحالم کردی
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 16:11  توسط راشین  | 

دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان در بالاترين نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند سقوط کنند و زخمي بشوند، بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين که خوب نيستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا مي کنند. سيب هاي بالاي درخت فکر مي کنند مشکل ازآنهاست درحالي که آنها فوق العاده اند. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بيايد( بی خود نیست منتظرم که)

زير پلکت سايه بانم ميدهي؟ سوختم آيا پناهم ميدهي؟ آتشي افتاده بر جان و دلم ، قطره آبي بر لبانم ميدهي؟ ميهمان جان جانان گر شوم ، ميزباني را نشانم ميدهي؟ تا بياسايم دمي در پاي عشق ، زير چترت سرپناهم ميدهي؟ اي جواب پرسش بي پاسخم ، عشق را آيا نشانم ميدهي؟ رو مگردان نازنين با گوشه چشمت بگو در شرار چهره ات يک بوسه گاهم ميدهي؟

روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 16:2  توسط راشین  | 

kojast an shabe barfy ke chashm darraham khazane omre man engar bikhabar zeman ast

delam be ghade bolandaye aseman tang ast

magar dele toie dana hezari az sang ast

 

cheghadr geryeo afsooso chashm bar bastan

navazeshe nafase to be ghalbe man sang ast

bebin ke dasthaye man hamchenan khalist

ze bi khabar dele to ke goft yek rang ast

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 23:43  توسط راشین  | 

یکی کامنت می ذاره

اما خبر نداره

این روزا توی دنیا

کی عشق رو باور داره؟

عشقی که  ۳ ماهه

پیدا بشه  چی میشه؟

۳ روزه نابود می شه

تو که جرات نداری

که اسمت رو بذاری

بهتر نیستش که زودتر

از عشق دست ور داری؟

هر روزه و هر روزه

دنیا فقط ۲ روزه

اوون که آدرسمو داد

الهی غمش به سوزه

اتل متل تمومه

عشق آخه کدومه

عاشقا دلواپسن

ta akharesh bi kasan

نگی بهم نگفتی

عشق خطر ناکه حسن

اسون و ولسون

خبر بده بهمون

نه از دل و عاشقی

از اینکه تو سالمی

خوش باشی و سلامت

رسید به دستم نامت

الهی که پیر شی

تو چنگ عشق اسیر شی

قصه ی ما سر اوومد

شعرم به آخر اوومد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 20:32  توسط راشین  | 

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 17:42  توسط راشین  | 

 


سايت لينك باكس -