الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست
دیر زمانیست بنده ی نافرمان تو دلتنگ بهانه های دنیاییست گم شده در هزار توی این دنیا .
کسی را که کارش از پند گذشتست تنها نسیم کوی یار و نوازش نگهی بس خواه کوتاه . آسمان آن بالا ها چه خوش می گذراند خدا هر جا که باشد من و زمین وقتی دلمان می گیرد آن بالا ها دنبالش می گردیم غافل از اینکه خدا همینجا ست درون اشکهای من و باران می توانی التماس دیدارش را بیابی . چشمان زیبای زمین آسمان اگر خدارا دیدی بگو که اشکهایم را غریبانه تنها مگذار .
اگر از احوال ما بپرسی ملالی نیست جز دوری شما ( باورت میشه ؟ ) غرض از نوشتن انبساط دل است و رفع ملال خاطر از جهت دوری ( تا کی دست روی دست گذاشتی و کاری نمیکنی ؟ ) چند شب است خوابی میبینم ( به جز خواب تو رو دیدن مگه دلیلی هم برای خوابیدن هست ؟ ) کسی نگفته ولی شاید تعبیرش حضور قدوم گوهرافشان شماباشد . ( خدا رو چه دیدی؟ شاید اومدی ) به یمن همین شاید آمدنتان گفته ام چراغانیم کنند. پیش از آمدن پیکی روانه کن و خبر بده .
)مقدمه .... قصد سفر دارم ميخواهم بروم ....همراه با خط سفيد وسط جاده که مرا تا انتهاي دور با خود مي برد . من ميروم ...تنها ...بار خاطراتم سنگين است... ميروم و مي دانم بهار نزديک است . خسته ام آنقدر که دلم مي خواهد براي مدتي بميرم ..... اما نه من بدون تو مي ميرم..... فرشته من ...مي خواهم بگويم و دستم بنويسد مي نويسم تا خيالم از دست يادت رها شود اما باز از ميان سطرهايم سر بيرون مي آوري ........ خداي من .... خداي خوب و مهربان .... ..... دل من برايت تنگ
باشداگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم پر پروانه شكستن هنر انسان نيست گر شكستيم ز غفلت من مايي نكنيم يادمان باشد سر سجاده ي عشق جز براي دل محبوب دعايي نكنيم
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري ماهم چشمام رو بستم ولی چشام خیس شد
اگر از احوال ما بپرسی ملالی نیست جز دوری شما ( باورت میشه ؟ ) غرض از نوشتن انبساط دل است و رفع ملال خاطر از جهت دوری ( تا کی دست روی دست گذاشتی و کاری نمیکنی ؟ ) چند شب است خوابی میبینم ( به جز خواب تو رو دیدن مگه دلیلی هم برای خوابیدن هست ؟ ) کسی نگفته ولی شاید تعبیرش حضور قدوم گوهرافشان شماباشد . ( خدا رو چه دیدی؟ شاید اومدی ) به یمن همین شاید آمدنتان گفته ام چراغانیم کنند. پیش از آمدن پیکی روانه کن و خبر بده .
)مقدمه .... قصد سفر دارم ميخواهم بروم ....همراه با خط سفيد وسط جاده که مرا تا انتهاي دور با خود مي برد . من ميروم ...تنها ...بار خاطراتم سنگين است... ميروم و مي دانم بهار نزديک است . خسته ام آنقدر که دلم مي خواهد براي مدتي بميرم ..... اما نه من بدون تو مي ميرم..... فرشته من ...مي خواهم بگويم و دستم بنويسد مي نويسم تا خيالم از دست يادت رها شود اما باز از ميان سطرهايم سر بيرون مي آوري ........ خداي من .... خداي خوب و مهربان .... ..... دل من برايت تنگ
باشداگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم پر پروانه شكستن هنر انسان نيست گر شكستيم ز غفلت من مايي نكنيم يادمان باشد سر سجاده ي عشق جز براي دل محبوب دعايي نكنيم
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري ماهم چشمام رو بستم ولی چشام خیس شد
هیچی واسه گفتن نیست