قدر دست هايم را بيشتر دانستم و قدر چشم هايم را و تازه فهميدم چه شكوهي دارد ايستادن بر روي دو پا آن لحظه كه به زمين خوردم
آنگاه که ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس ميکني ؛ به خاطر بياور که زيبايي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است
عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق
قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يكي رنج و در ديگري شادي. نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود.
عشق آن نيست که به هم خيره شويم! عشق آن است که هر دو به يک سو بنگريم
عــشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن اســـت عــشق فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است عــشق ديدن نيست بلكه احساس كردن اســـت عــشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است
ارزش يک سال را دانش آموزي که مردود شده مي داند. ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند. ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند. ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده. و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند. هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند. ديروز به تاريخ پيوست، فردا معماست، و امروز هديه است
دیشب دلم هوای تو کرد و تو نبودی چشمانم برای تو بارید و تو نبودی ان یادگاری زیبا برگ گل سرخ تصویر اسم زیبای تو بود تو نبودی چشمانم تمنای نگاه تو میکرد در اتش عشقِ تو بود و تو نبودی ان قامت رعنا که سفر کرد دلم تنها در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی
غريبي ناله ها کردم کسي يادم نکرد ، در قفس جاندادم و صياد ازادم نکرد، ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود، آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد
پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من....سیه زنجیرگیسو باز کن دیوانه اش با من. که میگوید که مِی نتوان زدن بی جام و پیمانه....شراب از لعل گلگونت بده پیمانه اش با من. ز سوز عشق لیلی در جهان مجنون شد افسانه... . تو مجنونم بکن از عشق خود افسانه اش با من. بگفتم صید کردی مرغ دل نیکو نگه دارش...سر زلفش نشانم داد و گفتا لا نه اش با من. زترک مِی اگر رنجید از من پیر میخانه....نمودم توبه زین پس رونق میخانه اش با من
.اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! اگه بی محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خورد نشی ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائی خفتت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آوورده
عشق آنگونه رفتار مي كند تا به اسرار قلب خود معرفت پيدا كند عاشقان راستين ايمان دارند به گنجي دست يافته اند كه ديگران از آن بي بهره اند قلب من از تشنگي مي سوزد اما نمي خواهم با نوشيدن خون ضعيفي از جنس ضعيفان سيراب شود بوي تو نفس منم خواهد شود و ما با هم در همه فصل هاي زندگي شاد و مسرور خواهيم بود عشقي كه هر روز تازه تر نشود، اندك اندك به عادت تبديل مي گردد و رنگ بردگي به خود مي گيرد جبران خلیل جبران
زندگی پایان یک هستی است نه عشق زندگی زیباست نه مهرش نه کینه اش نه حسرتش همیشه خزان است و اشک آری می دانم اگر اشکی نبود شادی را نمی فهمیدیم واگر خزان نبود بهار را نمی شناختیم اما مگر شادی و بهاری هم وجود دارد هرگز در زندگی فقط و فقط مرگ زیباست تا شاید وجودی از بین رود و جایی برای آغاز رنج دیگری باز شود
عشق وقتی دچار غم غربت باشد، از حساب زمان و هیاهوی آن ملول می گردد. عشق میزبانی مهربان است.گرچه برای میهمان نا خوانده، خانه عشق سراب است و مایهً خنده. عشق از ژرفای خویش آگاه نمی شود،جز در لحظهً جدایی
عشق واژه ای است از جنس نورکه با دستی از جنس نور،بر صفحه ای از جنس نور نوشته می شود. عشق همانند مرگ همه چیز را دگرگون میکند. نخستین نگاه معشوق، به روح ازلی می ماند که بر سطح آب ها روان شد، بهشت و جهنم را آفرید،سپس گفت:؛باش؛و همه چیز موجود شد
اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من هنوز يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده . از هر چي سيبه منتنفرم . منم یه روز پروانه می شم پیشی
فهمیدی دوست دارم قد جونم قد تک تک اشکایی که الان داره از اوون ته تهای دلم بالا میاد قد تموم سختی لحظه های بی تابی قد سردی دستام که هر بار که می گی میرم یا عصبانی می شی که نمی تونم گرمشون کنم قد تنهایی آدم رو زمین قد تک تک ستاره ها با هام قهر که می کنی یا سرد که می شی دق می کنم قول داده بودی نی نی قول داده بودی باز شروع نشه من از خیلی حرفات گذشتم تو ام یه کوچولو چشم پوشی کن نمی دونم شاید واقعا واست سخته من خوب نیستم من هم خیلی بدی دارم و فرشته نیستم ولی از خیلی چیزا می گذرم چشام رو می بندم که چیزای بد یادم نیاد
من خستم از تموم لجبازیات ولی بازم قول دادم بمونم نه از اجبار از رو علاقه و خواست قلبی حالا تو هر کاری خواستی بکن دلگیر شو لج کن شاید بهتر شه این اوضاع . اینکه ۱ کلمه می گی و من تو اتاقم کلی گریه می کنم ۱ حرفه ولی امیدوارم هیچ وقت از سر درد و عجز گریه نکنی .ماهم تمام خنده های دنیا رو برات آرزو می کنم که هیچ وقت غم نداشته باشی
شبي بي حوصله رفتي دعا كردم كه برگردي خداراتاسحرآن شب صداكردم كه برگردي كنار پيچك زرد وخاموش باغچه ماندم تمام لحظه هايم را فنا كردم كه برگردي من از آواز پائيزي شدم دلگيرومي دانم چه بيهوده دلم را مبتلا كردم كه بر گردي همون بهتر که بر نگشتی
حالا جای اون که بر نگشت یه ماه دارم که قد تموم دنیا دوسش دارم می خوامش مگه ۱ آدم اینقده شیرین می شه؟آخه یکی نیست بگه پیشیه من چرا وقتی می گه اییییییییییییییییییییییییییییی چرا اینقدر ناز می شه![]()
گلم چه بگی ایییییییییی چه نگی ایییییییییییییییی ماه خودمی مگه نه پیشی؟![]()
ديروز به ديدنم آمدی بعد از سالها با يک دسته گل سرخ و يک نگاه مهربان همان نگاهی که مدتها آرزويش را داشتم و تو از من دريغ می کردی گريه کردی و گفتی که دلت برايم تنگ شده و من فقط نگاهت کردم وقتی رفتی اشکهايت سنگ قبرم را خيس خیس کرده بود
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است
گاهي آنقدر غرق در آرزوهايت هستي که فراموش مي کني آرزوي کسي هستي
اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک لا اقل ۱ نفر
(هيچگاه آخرين نگاهت را فراموش نمي کنم نگاهي سرشار از عشق صميميت و محبت .امروز سالها از آن روز مي گذرد ولي تو هر گز بر نگشته اي ..صدايت در گوشم زمزمه مي شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولي من تو را مي خواهم نه خيالت را !!!)این مال یکی بوده اما من می گم :
هرگز نگاهی را که از توست پایانی نیست تو همه ی وجود منی نینی نازم حتی ۱ لحظه ام فکر نبودنت وحشتناک و زجر آور تا آخر عمرم می خوامت تو چی پیشیه من؟![]()
نمي گويم فراموشم مکن هـــــــــرگـــــــــــز ولي گاهي به ياد آور رفيقي را که مي داني نخواهي رفت از يادش
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم *** روزی سراغ وقت من آیی که نیستم
اکنون من کسی را دوست می دارم که هیچ ندارد اما دوستم می دارد می دانم نگرانم می شود به نوشته هایم حسودی می کند و من اوورا نی نی می خوانم می دانم که دوست ندارد اینگونه صدایش کنم ولی تحمل می کند وبه خاطر من لبخند می زند به خاطر اینکه تحمل می کنی ممنونم دوستت دارم بخاطر محبتت. پیشی دیروز کلی من رو نگران کردیا دیگه این کارو نکن
استفاده از رنگ های زیاد باعث می شود که توجه دیگران نسبت به شما جلب شود البته نه توجهی که منجر به قرار ملاقات شود. سعی کنید در لباس هایتان بیش از 3 رنگ استفاده نکنید و تا آنجا که می توانید پوشش خود را ساده نگه دارید.
سعی کنید از مکمل های رنگی استفاده کنید. رنگهایی که متضاد یکدیگر هستند تکمیل کننده هم نیز باشند (مثلا بنفش و زرد یا آبی و نارنجی) رنگ هایی که به هم نزدیک می باشند به نام رنگ های "هم خانواده" شناخته می شوند. (مثل زرد و نارنجی) زمانی که می خواهید لباس بپوشید باید سعی کنید که از رنگ های متضاد و یا رنگ های هم خانواده استفاده کنید.
اگر لباس هایتان روشن هستند باید کفش هایتان نیز روشن باشند ولی اگر لباس های تیره بر تن می کنید کفش شما نیز باید تیره باشد.
۲- طرح بیش از اندازه
همانطور که در مقاله قبلی هم خواندید برای ست کردن رنگ و طرح پارچه باید از لباس هایی استفاده کنید که بیش از 3 طرح نداشته باشند. بهتر است لباس شما دارای یک یا دو طرح متنوع تک رنگ باشد.
البته پیشنهاد ما این است که از لباس هایی استفاده کنید که تنها دارای یک طرح معین می باشند (مثلا دارای گل های ساده سفید رنگ باشند و یا در پشت آنها مارک کوچکی باشد) و همیشه همان را بر تن کنید.
3- پارچه اضافی
برخی از افراد تصور می کنند که هر پارچه مختص طبقه خاصی از افراد اجتماع است. معمولا ابریشم از کتان رسمی تر است. و پارچه لینن نیز از دور داد می زند که با مخمل متفوت است! چرم هم همیشه خیلی مردانه تر از فاستونی است.
برای اینکه در میان این همه پارچه های مختلف به دام نیفتید می توانید لباس های تابستانی و زمستانی خود را از هم جدا کنید. لباس های زمستانی معمولا کلفت تر، سنگین تر و زبر تر هستند. پارچه های تابستانی نیز از الیاف طبیعی درست شده و بسیار نازک و خنک هستند. آنها را از هم دور نگه دارید تا دچار اشتباه نشوید.
۴- لباس های لکه دار
بهتر است از لباس های لکه دار پیش از اینکه روی آب را به خود ببینند در زیر سایر لباس ها استفاده کنید.
بهتر است هر روز زمانی را به این کار اختصاص دهید که لباس های خود را برای وجود لکه وارسی کنید. به علوه زمانی که آنها را شستید باز هم نگاه دوباره ای داشته باشید تا مبادا لکه ای از چشم شما دور نمانده باشد.
5- لباس فصل دیگری را پوشیدن
اگر شما در جایی زندگی می کنید که دارای آب و هوای گرم است، خوش شانس هستید. لباس های شما باید مختص یک فصل (بهار/تابستان) باشد.
اما اگر مانند بسیاری از افراد در جایی زندگی می کنید که دارای آب و هوای متنوعی است باید در کمد لباس های خود جایی را برای ذخیره لباس هایی که به درد فصل حاضر نمی خورند باز کنید. همانطور که از قدیم گفته اند "از دل برود هر آنچه از دیده برفت." هر چه که آن پیراهن های لینن را از کت های پشمی دور تر نگه دارید خیلی کمتر اتفاق می افتد که آنها را به طور اتفاقی با هم ست کنید.
۶- شلوارهای خیلی بلند یا خیلی کوتاه
حتی اگر از سایز خودتان مطمئن هستید اما باز هم شلوارهایتان را پیش از خرید یکبار پرو کنید. سایز لباس هایی که دارای مارک های متفوتی می باشند مختلف است.
و همیشه این قوانین را نیز به خاطر داشته باشید: شلوارهای ارتشی و پارچه ای باید تا بالای پاشنه کفش شما بیایند. شلوارهای جین می توانند تا انتهای پاشنه کفش نیز کشیده شوند. قد هر شلواری که بیش از این اندازه باشد برای شما بلند است.
زمانی که راه می روید شلوار شما نباید آنقدر کوتاه باشد که جوراب هایتان از زیر آن معلوم شود. زمانی که می نشینید شلوار شما نباید بیش از چند سانت به بالای جورابتان رود.
7- شلوارهایی که بالا می ایستند
اگر شما دارای کمر باریکی هستید (پاهای بلند اما کمر کوچکی دارید) از شلوارهای جین و ارتشی استفاده کنید که جیب آن در جلو قرار داشته باشد و نه در طرفین. یک حقه دیگری که در این جا می توانید به کار ببرید این است که شلواری خریداری کنید که بزرگتر از سایز شما باشد. این کار باعث می شود که اندام شما پرتر جلوه کند، همچنین قد شلوار نیز بلند تر شده و پاهای شما را ناقص جلوه نمی دهد
8- تی شرت هایی که خیلی بلند و یا کوتاه هستند
اگر تی شرت شما خیلی بلند است نباید آنرا هیچ گاه داخل شلوار خود کنید. بر روی این مطلب تاکید داریم. تی شرت باید کمی پایین تر از ناف شما قرار گیرید. هر چیزی که از این مقدار پایین تر باشد بلند است و اگر بالاتر بایستد برایتان کوتاه است. باید مارکی را پیدا کنید که سایز هایش متناسب با اندام شما باشد.
9- تی شرت های "شلوغ"
از تی شرت های تک رنگ استفاده کنید و از پوشیدن لباس های پر زرق و برق، دارای لگو و کلمات ناپسند به شدت پرهیز کنید. تی شرت های ساده خیلی راحت تر با پلوور و ڿاکتهای مختلف ست می شوند.
10- لباس های چروک
چاره کار شما بسیار ساده است: باید یک اتو و میز آنرا خریداری کنید. اما اگر در حال مسافرت هستید می توانید بر روی محل چروکیدگی کمی آب بریزید و سپس سشوار را بر روی آن بگیرید و با دست محل مورد نظر را صاف کنید. با این کار لباس شما از آن چروکیدگی در می آید. علوه بر این من آقایونی را دیدیم که این کار را به راحتی در دستشویی های عمومی با دست خشک کن ها انجام می دهند! شاید کار خوبی نباشد اما جواب می دهد.
11- کرواتی که درست بسته نشده
کروات باید تا روی سگك کمربند شما پایین بیاید و بر روی گره آن نیز باید یک فرو رفتگی محسوسی دیده شود. برای اینکه شاهد این فرورفتگی باشید باید زمانیکه در حال بستن گره کروات هستید انگشت اشاره خود را در زیر ان قرار دهید و قبل از محکم کردن گره انگشت خود را از زیر آن به آرامی در بیورید.
۱۲- صندل با جوراب
برای مبتدی ها بهتر است که اصلا فکر جوراب پوشیدن را از سر بیرون کنند. اما اگر پوشیدن جوراب اجباری است پیشنهاد می کنیم از جوراب هایی استفاده کنید که اندازه آنها فقط تا قوزک پا است و آنها را با اسنیکرهای نخی و یا کفش های پارچه ای ست کنید.
13- زمان اصلاح صورت نقطه ای را جا بگذارید
بعد از اصلاح کردن از ڿل پاک کننده استفاده کنید تا بتوانید تمام پوست صورت خود را ببینید. همچنین می توانید یک آینه دستی تهیه کنید تا صورت خود را از نزدیک تر ببینید و اگر جایی اصلاح نکرده باقی مانده بود آنرا راحت تر پیدا کنید.
14- موهای وسط ابرو
یکبار در هفته موهای وسط ابروهای خود را بردارید یا آنها را شیو کنید. البته می توانید به سراغ لیزر بروید تا برای همیشه از شر آنها خلاص شوید. با یک یا دو جلسه میتوانید تمام آنها را از بین ببرید.
خطاهای طرز پوشش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
با نگاه ول شاید این موارد لیست بلند بالایی برای انجام دادن به نظر برسند. اما با این دید به آن نگاه کنید: به ازای هر یک موردی که به خاطر می سپارید، شما خود را از اینکه قربانی مدهای ناامید کننده شوید، دورتر منگه می دارید..
حرفی بزن گلم من کم تحملم
بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر که سراپا شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نميشد نشسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کسي گريه نکند چون کسي دوستش نداشت