تبليغاتX
حرفهای خودمونی
مرسی از تو که حرفای دلم رو می خونی
اگرتوانم شوقهای خفته در درونم را بیدار کنم تا ببینی در سطر سطر دستهایم چه حکایتهایی از عشق بی پایان تو نهفته است،آرام چشم بر هم می گذارم. دلم می خواهد هر لحظه از روزهای باقیمانده عمرم یک شعر باشد،یک شعله،یک سکوت،یک آرزو و آنقدر بکر و بدیع جلوه کنم که هیچ گاه چشم از من برنداری اگر بتوانم در گوشه قلب تو جای دنجی را برای خود پیدا کنم،زندگی ام به بیهودگی نگذشته است  توي زندون قلبت اينقدر شلوغ مي کنم و زنداني ها رو اذيت ميکنم تا مجبور بشي منو بندازي توي انفرادي قلبت.

چه غريب ماندي اي دل نه غمي نه غمگساري نه به انتظار ياري نه ز يار انتظاري

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم 

 مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 7:52  توسط راشین  | 

سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 21:40  توسط راشین  | 

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

احساس سوختن به تماشا نمی شود,آتش بگیر تا بدانی چه می کشم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 11:14  توسط راشین  | 

صدای کفشهام رو می شنیدم انگار هیچ صدایی جز دور شدنم از وطن نبود به دستام نگاه کردم یه برگه ی مستطیل شکل آبی وبعد به شیشه ی دور محوطه نگاه کردم با اینکه همه اونجا بودن همه کسم بعد خدا اونجا نبود کودک چشمام با شتاب به دنبال فانوس چشمایی می گشت که یه عمر منتظرش بود دنبال یه بهونه واسه سست شدن ستون پاهای رفتن خیلی منتظز موند یهو مثل تموم روزای انتظار بارون بارید این بارون نه چتری داشت نه من می تونستم جلوش رو بگیرم مثل همیشه یه چیزی گلومو فشار می داد یکی تو دلم بهم می خندید می گفت دیدی کبوترچشات بازم بی خود پی آسمونش می گشت وصدای یه آقا :خانوم نوبت شماست . با پشت دستم همه ی داراییم رو هدیه ی موندنی تورو از گونه ها پاک کردم . یه لبخند اجباری مثل تمئم موقع هایی که مجبوری برا خونواده ادا در بیاری زدم و همه کسم رو که  بازم نیومد تو آسمون خیالم تنها گذاشتم بازم این سوالا تو ذهنم بود :ماه من الان چی کار می کنه ؟ غذا شو خورده؟ گلم الان کجاست ؟ نکنه غصه بخوره؟ عشقم کجایی نکنه سرما دستای نازت رو اذیت کنه؟ ویه سوال که مثل همیشه منو اوون ته ته دلم رو سوزوند :ماه من یعنی میای ؟ نی نی باز یه چیزی چشام رو سوزوند گنگیشت من باز فینم اوومد . تواین خیالا بودم که نگاهی بی فروغ امید به هیچ رو پشت پنجرهی مسدود هواپیما جا گذاشت و من سبکی تو آسمون بودن رو حس کردم و تو کجا بودی نمی دونم ولی هر جا برم تو تو دل من جات امن به هیچکی هیچکی نمیدمت.

 ماهم می خوای بذاری اینجوری شه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 12:9  توسط راشین  | 

injoorye

اینجوریه ؟ بهم میگی که این حقیقت داره یا نه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 11:45  توسط راشین  | 

انتظار انتظار انتظار ومن بازهم تو را با گامهایی لرزان پس از سالیان دراز زیر چتری که هنوز با تمامی باران های درد برای خویش نگشادم  تورا برای همراهی انتظار می کشم انتظار پوچترین طولانی من است شبها روزها سال ها ثانیه ها در انتظار این طولانی پوچ من .پنجره نگاه دریچه ای بده تا بگریزم. تا جانم آزاد در هوای نیستی  هستی یابد. بگذار پس از سالها آرام گیرم آغوش به آغوش نیستی .اینان چه بیخبر از دل من قصه لیلی و مجنون می سازند  این زمینیها هنوزهم دیوان عشق مرا باور نکرده اند .

اهالی نیستان            نیستی آبادی ها              من              آری من هنوز هم     نفس می کشم در انتهای نبودن خویش. من همچنان عاشق نابودی افسانه های عالم خیال نیستم. اینها با حرف هایشان مرا مور مور می کنند اینها در خیال خود انسانند ریش ریش می شود دلم وقتی بی صفتان در مقابل من  اسطوره ی عشق بی عاشق سخن دل می گویند اینها همه عاشق منند و من تنها عاشق مسافر خویش .اکنون می دانم همه از من مسافرم را سوال می کنند پس بیا زودتر بیا تا مرا گم کنی در عطر دیدار تا جان خسته ام آرام گیرد .بخواب کودک چشمانم که فردا نیلوفرانه ی عشق من خواهد رسید. آرام آرام هیس   کودک چشمانم باز هم گریه کرده است بر اسب خواب نشسته در سفر است .نیلینه ی دیار دل من آرمیده است آرام آرام او هنوز خوابیده است  ومن و باز هم تمام انتظار . انتظار انتظار انتظار.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 21:6  توسط راشین  | 

. .
اين نشريه اين بيماري‌هاي مدرن را به اين شرح دسته‌بندي كرده است:
1-Ego-Surfing: (من‌گردي) اين نوعي بيماري است كه مبتلايان به آن، به طور مرتب، نام خود را در اينترنت چك مي‌كنند.
2-Blog Streaking (لو دادن بلاگي)
فاش‌كردن رازها و اطلاعات شخصي در اينترنت، آن هم براي كساني كه واقعا راز را در دل خود نگه مي‌دارند!
3-CrackBerry (مرض كرك بري)
گل سرسبد تمام مريضي‌هاي مدرن است كه حتي در مراسم خاكسپاري مادربزرگتان هم، BlackBerryتان را چك كنيد. (BlackBerry نام گوشي‌هاي هوشمند معروف است)

4-Google-Stalking (تجسس گوگلي)
بيماري جست‌‌وجوي دوستان قديمي و هم‌كلاسي‌ها در اينترنت!
5-CyberChondria (تلقين مجازي)
آيا تا به حال شده كه سرتاسر بدن‌تان كهير بزند و سردرد هم داشته باشيد؟ اگر اين نوع بيماري را در اينترنت جست‌وجو كنيد، به شما مي‌گويد كه اين نشانه‌ها علامت سرطان است.
6-Photo Lurking (ديد زدن)
مرض گشت و گذار در آلبوم عكس كسي كه تا به حال يك بار هم او را نديده‌ايد.
7-Wikipediholism (ويكي‌پديا زدگي)
نوعي بيماري كه مبتلايان به آن، بيش از حد از دايره‌المعارف‌هاي آنلاين نظير ويكي‌پديا استفاده مي‌كنند.
(ويكي‌پديا) صفحه‌اي دارد كه در آن مي‌توانيد ميزان اعتياد خود را بسنجيد:
http://en.wikipedia .org/wiki/ wikipedia: Are-You-a- wikipediholic- Test
8-Cheesepodding(بنجل بازها)
مبتلايان به اين مرض، آهنگ‌هاي عهد دقيانوسي دانلود كرده، آن را در كاورهاي پلاستيكي مي‌گذارند و در يك مغازه اغذيه‌فروشي، شروع به فروختن آنهامي‌كنند. اين بيماران زورشان به موسيقي‌هاي ملايم راك دهه 1970 مي‌رسد

اين نشريه اين بيماري‌هاي مدرن را به اين شرح دسته‌بندي كرده است:
1-Ego-Surfing: (من‌گردي) اين نوعي بيماري است كه مبتلايان به آن، به طور مرتب، نام خود را در اينترنت چك مي‌كنند.
2-Blog Streaking (لو دادن بلاگي)
فاش‌كردن رازها و اطلاعات شخصي در اينترنت، آن هم براي كساني كه واقعا راز را در دل خود نگه مي‌دارند!
3-CrackBerry (مرض كرك بري)
گل سرسبد تمام مريضي‌هاي مدرن است كه حتي در مراسم خاكسپاري مادربزرگتان هم، BlackBerryتان را چك كنيد. (BlackBerry نام گوشي‌هاي هوشمند معروف است)

4-Google-Stalking (تجسس گوگلي)
بيماري جست‌‌وجوي دوستان قديمي و هم‌كلاسي‌ها در اينترنت!
5-CyberChondria (تلقين مجازي)
آيا تا به حال شده كه سرتاسر بدن‌تان كهير بزند و سردرد هم داشته باشيد؟ اگر اين نوع بيماري را در اينترنت جست‌وجو كنيد، به شما مي‌گويد كه اين نشانه‌ها علامت سرطان است.
6-Photo Lurking (ديد زدن)
مرض گشت و گذار در آلبوم عكس كسي كه تا به حال يك بار هم او را نديده‌ايد.
7-Wikipediholism (ويكي‌پديا زدگي)
نوعي بيماري كه مبتلايان به آن، بيش از حد از دايره‌المعارف‌هاي آنلاين نظير ويكي‌پديا استفاده مي‌كنند.
(ويكي‌پديا) صفحه‌اي دارد كه در آن مي‌توانيد ميزان اعتياد خود را بسنجيد:
http://en.wikipedia .org/wiki/ wikipedia: Are-You-a- wikipediholic- Test
8-Cheesepodding(بنجل بازها)
مبتلايان به اين مرض، آهنگ‌هاي عهد دقيانوسي دانلود كرده، آن را در كاورهاي پلاستيكي مي‌گذارند و در يك مغازه اغذيه‌فروشي، شروع به فروختن آنهامي‌كنند. اين بيماران زورشان به موسيقي‌هاي ملايم راك دهه 1970
مي‌رسد

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 11:30  توسط راشین  | 

تو رفتی اما آفتاب باز هم درخشید  اکنون من هم آفتاب دارم هم رویا هم خاطره هم تو را در سراسر روزهای پیشین تورفتی تا بهترین پیدا کنی اکنون که آمدی بیا بنشین کوله بارت را بگشای تا  ببنیم چه آورده ای روزگاری می گذرد تو نیز تنها می شوی و شاید به دور دست به گذشته فکر کنی می دانم که چنین خواهد شد ولی هر گاه در کوچه باغ خاطره به اشکها الماسی من دست یافتی آرام با سر انگشتان رویایی خویش گونه های محتاج دستهای خود را پاک کن چشمانم  آرام با لبخندی سرد به تو خواهند گفت  این فا نوس بی فروغ این بارانی همیشگی این امید پوچ این نگاه س.خته در راه هیچ همیشه تو را انتظار می کشند اگر خوب گوش کنی می شنوی که با صدای لرزان قلبی شکسته هنوز هم بی صدا به تو خواهند گفت: یعنی بالاخره تو می آیی . اشکهایت را پاک کن دستهایم این بار هم به خود امید داده اند که دستان تو آنها را خواهد گرفت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 7:16  توسط راشین  | 

تنهايى شان را پر مى كنند، در يك فضاى مجازى كه قيد و بندى در آن نيست. مى توانند خودشان يا جاى هركس ديگرى باشند، دروغ بگويند، ديگران را گول بزنند و خود را محك بزنند تا آن جا كه شماره تلفن يا نشانى  اى ميلى دريافت كنند يا وعده ديدارى بگذارند.
براى آدم هاى بالغ، نوجوان و يا آدم هاى تنها، آن چه در اتاق هاى تو در توى چت مى گذرد، جدى است يا فقط يك سرگرمى؟!
جايى براى گفتن حرف هاى مگو، فضايى مبهم و وهم آلود كه از پس آن رابطه هاى رؤيايى سر بيرون مى آورد يا يك دنياى جدى با رابطه ها و حرف هاى جدى تر!
«آى دى» يك اسم شناسه است كه مى تواند يك اسم غيرمتعارف باشد يا اسمى از جنس مخالف. با آن به چت روم هاى مختلف سرك مى كشى، پيام مى فرستى و ممكن است با جوابى كه مى گويد: «چت روم پر است»، مواجه شوى. كمى صبر مى كنى و دوباره درخواست گفت وگوى بعدى. اين بار تو هم وارد چت روم مى شوى . اين مى تواند شروع يك ماجراى دوستى باشد، احساسى كه گاه از اتاق هاى مجازى چت عبور مى كند، ديوارهاى دلت را مى لرزاند و حتى بناى زندگى مشتركى را مى گذارد. يا در ميان صداى مداوم كليك ها، خبرهاى ناشنيده در صفحه كامپيوترت نقش مى بندد. ارتباطى دور از انظار ديگران و محدوديت هاى رايج شكل مى گيرد و واژه هاى غيراخلاقى رد و بدل مى شود. اينها گاهى منتهاى درجه استفاده از اينترنت در ميان نوجوانان و جوانان ايرانى است.
براساس آمارهاى موجود در ايران بيش از ۶۰ درصد وقت استفاده كنندگان از اينترنت در فضاى چت سپرى مى شود.
در همايش «زنان، اينترنت در هزاره سوم»، نازنين هنرپروران عضو هيأت علمى دانشگاه از آمار ۴ميليون و ۸۰۰هزارنفرى استفاده كنندگان از اينترنت در كشور خبر مى دهد كه ۴۷درصد آنها زنان و دخترانند. او مى گويد: «۶۲درصد دختران ايرانى به طور متوسط ۱۱ ساعت در هفته چت مى كنند و حداقل ۳۰درصد آنان بيش از ۲۰ ساعت در هفته مشغول چت كردن و دوستيابى هستند.»
اين گرايش به چت نه فقط در ميان دختران با همه دغدغه ها،خواسته ها ، محدوديت ها و علايق شان وجود دارد بلكه به عارضه اى درميان كل جمعيت كاربران اينترنت تبديل شده است.
***
خيابانى پر از آدم هاى مختلف با هر سن و جنس كه در آن رفت و آمد مى كنند، تعبيرى از فضاى چت است. دراين خيابان دوطرفه ممكن است كسى بى تفاوت از كنار ديگرى بگذرد. يكى تنه بزند و كسى با لبخند به آدم روبرويى اش نگاه كند. اما مى توان بى اعتنا از كنار همه آنها گذشت يا لبخند غريبه اى را با لبخند جواب داد. اما اين لبخند مى تواند به همان اندازه خطرناك باشد كه ايستادن و يكه به دو كردن با كسى كه تنه اى زده و رفته است.
شركت ماكروسافت با ارائه نخستين نسخه msn messenger چت را به عنوان يك ابزار ارتباطى براى تسهيل گفت وگو و مكالمه به صورت الكترونيك رواج داد. پس از آن سايت yahoo نيز شروع به سرمايه گذارى روى اين پروژه كرد و آن را گسترش داد.
سوءاستفاده هاى غيراخلاقى در زمينه هاى مستهجن از برخى از اتاق هاى چت سايت ياهو سبب شد كه اين سايت سال گذشته حدود صدها اتاق چت در شبكه خود را مسدودكند.
اين موضوع عمده ترين تهديد فضاى چت براى نوجوانان و جوانان استفاده كننده از آن است. سهولت ارتباط از طريق چت جذابيت استفاده از آن را به ويژه براى سنين ميان ۱۴ تا ۱۸ سال افزايش مى دهد و اين فقط خاص ايران نيست. ۸۳ درصد نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ ساله آمريكايى اعلام كرده اند هر روز در اينترنت چت مى كنند. اين ميزان به طور متوسط به ۱۱ ساعت در هفته مى رسد.
خبر فرار يك دختر ۱۲ ساله انگليسى با يك تفنگدار دريايى سابق آمريكا كه ۱۹ سال از او بزرگتر بود و از طريق چت با او آشنا شده بود، در كشورهاى غربى سبب شروع فعاليت هايى از سوى پدر و مادرها و نهادهاى مسئول براى حفاظت كودكان و نوجوانان در اينترنت و چت روم ها شد.
به گفته دكتر شاهين فياضى پور، محقق و مدرس دانشگاه، اگر سن خطر در كشورهايى كه سابقه بيشترى از ما در استفاده از رايانه و اينترنت دارند ، پايين است، به اين معنا است كه جوانها و استفاده كنندگان بزرگسال آن كشورها از خطرهاى دنياى مجازى آگاه هستند. متأسفانه، در كشور ما اين تهديد بر سر همه احساس مى شود. البته ميزان آن در سنين نوجوانى بيشتر است و به دلايل مختلف چت روم ها به مكانى امن، بى دردسر و راحت براى بيان خواسته هاى جوان ها تبديل شده است. ارتباط با ديگران بدون نظارت هاى اجتماعى در آن ساده تر صورت مى گيرد. بيان عقايد، علايق و احساس هاى خفته در قالب يك شخصيت خيالى، دروغى و رويايى بدون بيم از شناخته شدن درآن راحت تر است. همه اينها استقبال از چت را به عنوان يك ابزار ارتباطى در جامعه و درميان كاربران اينترنت بيشتر مى كند. حالا به همان ميزان هشيارى در استفاده از آن بايد بيشتر باشد. آزادى استفاده از چت روم احتمال حضور هر فردى را با هر ويژگى اخلاقى در آن افزايش مى دهد. افرادى كه براى رسيدن به اميال و اغراض خاص با ايجاد ارتباط در اتاق هاى چت اعتماد طرف مقابل را جلب مى كنند.
اين موضوع عمده ترين تهديد فضاى چت براى نوجوانان و جوانان استفاده كننده از آن است. سهولت ارتباط از طريق چت جذابيت استفاده از آن را به ويژه براى سنين ميان ۱۴ تا ۱۸ سال افزايش مى دهد و اين فقط خاص ايران نيست. ۸۳ درصد نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ ساله آمريكايى اعلام كرده اند هر روز در اينترنت چت مى كنند. اين ميزان به طور متوسط به ۱۱ ساعت در هفته مى رسد.
سن، جنسيت، شهر محل سكونت و محله زندگى سؤال هاى اوليه براى شروع يك گفت وگوى چتى است. اين گفت وگو ممكن است با يك آى دى به تعداد زياد و زمان هاى مختلف انجام شود، اما توصيه دكتر فياضى پور اين است : «كاربران به ويژه كم سال اينترنت در اتاق هاى چت تا جايى كه امكان دارد در حين و پس از خاتمه چت از ارائه اطلاعات شخصى ديگر، از جمله شماره تلفن و نشانى اى ميل خوددارى كنند و به سادگى قرار ملاقات و ديدارى را نپذيرند و از اعلام جنسيت خود هنگام چت كردن خوددارى كنند.»
يك روانشناس آلمانى با تحقيق بر روى بيش از ۳۰۰ نفر چت باز به اين نتيجه رسيده است كه بيشتر نوجوانان در فضاى چت به دنبال كسب تأييد اجتماعى اند.
تحقيق مشابهى در ايران نشان مى دهد كه ۳۳ درصد براى فرار از مشكلات، ۴۱ درصد براى ازدواج و ۳۱ درصد به خاطر كنجكاوى به چت كردن روى مى آورند.
هنرپروران با بيان اين كه دوستيابى اينترتى در ميان جوانان را نقطه عطف تمايل آنها به حضور در اتاق هاى چت مى داند، مى افزايد:«۴۷ درصد از موارد دوستيابى اينترنتى ميان جوانان باعث آثار سوء و نامطلوب وگرايش به برقرارى ارتباط هاى نزديك ميان آنها مى شود.»
توهين به طرف مقابل، استفاده از كلمات ركيك، فحاشى و درى ورى گفتن جنبه هاى ديگرى از گپ هاى چتى است كه از نظر دكتر فياضى پور موجب كاهش محتواى زبانى و مفهومى در اتاق هاى چت مى شود. او مى گويد: «خود اين مسأله نيز آسيب زاست. جدى نگرفتن آنچه درچت مى گذرد نكته مهمى است كه بايد به نوجوانان آموخت، بويژه به نوجوانانى كه خيلى وقت ها حواسشان نيست. البته پدر و مادرها هم مى توانند رايانه را در نقطه قابل ديدى در خانه قرار دهند و استفاده از آن را به ساعت هاى مشخصى محدود كنند و به رفتار فرزندشان ، زمان كار با كامپيوتر دقت بيشترى كنند. گوشه گيرى و سعى در پنهان كردن صفحه نمايش رايانه، صرف زمان بيش از اندازه جلوى آن، شب بيدارى و چشم دوختن به صفحه نمايش بدون حركت خاصى و مكث هاى طولانى از جمله مواردى است كه توجه به آنها از آثار زيانبار چت كردن براى نوجوانان كم مى كند.»
در برخى كشورهاى اروپايى، براى كنترل ارتباط و حضور در اتاق هاى چت، پايگاه هاى مخصوصى تعريف شده است كه در آنها شخص بزرگسال به صورت مجرى و ناظر عمل كرده، از خارج شدن مسير گفت وگوى چتى با دادن تذكر و حتى قطع ارتباط جلوگيرى مى كند. او در مواقعى مانند ارائه نشانى و شماره تلفن از طرف چت كننده ها وارد عمل مى شود و به هردوطرف تذكر مى دهد. ضمن آن كه در برخى كشورها، سايت هاى مناسب دوستيابى تشكيل شده اندكه با دريافت مبلغى پول ، افراد متناسب با ويژگى هاى موردنظر كاربران را براى گفت وگو وچت به آنهامعرفى مى كنند. همه اين شيوه ها براى كاهش امكان سوءاستفاده از ارتباط اينترنتى به كارمى رود.
***
براى حضور در فضاى اتاق هاى چت مانند هر پديده ديگرى مى توان جنبه ديگرى هم تصور كرد كه روى مثبت و مفيد آن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 6:56  توسط راشین  | 

من از همینجا باز هم اعلام می کنم که از ته قلب از خدا ممنونم  من گر چه پر از گناهم اما هنوز هم به لطفش امید هست پس هنوز من انسانم  هنوز من زنده ام هنوز حیوان نشدم گناه کرده ام و می دانم که باز هم نا خواسته خواهم کرد اما او مرا ناله ام را چشمان ترسان از عذابش را التماس هایش را دوست می دارد  من تنها نیستم او هست اما من هنوز با گناه هایم اورا تنها گذاشتم خدا تنها بود خدا یکتا بود انسان را آورد انسان تنها بود انسان به یاد خدا بود  انسان گفت تنهایم خدا برایش انسان دیگری آورد  انسان تنها نبود انسان انسان حالا شاد بود انسان گستاخ شد انسان فراموش کار شد  انسان به گوشه ی گیتی فرستا ده شد  خدا هنوز هم تنها بود خدا عشق آورد انسان دروغ گفت انسان هنوز هم زنده است اما فراموشکار و مجازات فراموشکاری داغ عشق است پس بسوز بنده فراموشکار در داغ عشق که دلت جز من جای دیگری شد

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 7:22  توسط راشین  | 

يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده.

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

وقتی بعد اینهمه تنهایی هنوز زنده ایم وقتی بعد اینهمه حرفا که گفتیم دلمون از غصه نترکید وقتی با اینهمه درد دلت واسه خیلیا تنگ می شه وقتی میبینی از تو فرار می کنه که خودشو از یه چیزی دور کنه وقتی از خنده ی یکی قند تو دلت آب می کنن وقتی از ناراحت شدن یکی بند دلت پاره می شه وقتی هنوزم نمی تونی مثل بقیه باشی و بی وجدان شی  می فهمی هنوز خدایی اون بالا هست پس باید دوست داشته باشی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 6:53  توسط راشین  | 

یه کسی رفته سفر  واسه ۱ یا ۲ روز یکی دیگه داره از غصه می میره  ولی چون بهش مطمنه فقط دوریش اون یه نفر دوم رو غذاب میده  یه نفر شده همه کس یه نفر دیگه  بی خبری ازش نفر دیگرو می کشه  دوتا شون اگه یکی شون نباشه هیچی ندارن از یه طرف که مطمنم  از اون طرفم مطمنم . دوتا پرنده که تو قفسن یکی نباشه اون یکی می میره فاصله مثل همیشه زیاده اما دلا نزدیک .

چشمت رو ببند گرچه نمیشه ولی به خوبیا نگاه کن ایندفعه بگو با دفعه های دیگه فرق داره ایندفه هیچ یکیی تنها نمی مونه اینبار هردو واسه هم می مونن مگه نه پرنده؟این قصه قشنگه اگه بخوای می تونی واقعیش کنی تو می خوای پرنده؟

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 23:5  توسط راشین  | 

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

 نه گناه کاریم نه بی تقصیریم منو تو بازیچه تقدیریم هر دو در بیراهه ی بی رحم عشق با دلو احساس خود درگیریم

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 22:30  توسط راشین  | 

هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن

 پیوند دلتنگی هایم همه از جنس غروب .... بغض هایم کال و تنها ئیم خاکستری ست ..... حق با توست دست های سپید تو به خیسی چشمانم پیوند نمی خورد ......

اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم

 فرشته‌ها وجود دارند اما بعضي وقتها چون بال ندارند، ما بهشون ميگيم: دوست

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 6:57  توسط راشین  | 

 


سايت لينك باكس -