برات آرزوی موفقیت دارم مراقب خودت باش خواستی به یاذم باش نخواستیم بازم خود دانی خدا نگهدار.
همه فرياد خشمت را . به جرم بی وفايی ها . دو رنگی ها . جدايی ها به روی صورتم بشکن . مرو ای مهربان بی من . که من دور از تو تنهايم ! ولی چشمان پر مهری . دگر چهره مهتاب مانندت نمی ماند لبانی گرم با شوری جنون انگيز . نامت را نمی خواند دگر آن سينه پر مهر آن سد سکندر نيست . که سر بر روی آن بگذاری و درد درون گويی دو دست کوچکش . با پنجه های لغزنده . ميان زلف های نرم تو بازی نمی گيرد
پريشانش نمی سازد هزاران باره هستی را به پای تو نمی بازد تو می آيی . زمانی که نگاه گرم من ديگر به روی تو نمی افتد . هراسان هر کجا . هر گوشه ای برق نگاهت را نمی پايد . مبادا بر نگاه ديگری افتد دو چشم من تورا ديگر نمی خواند . به شوقی دلکش و شيرين و تو هر چند با ديگريدر چشمهايت جستجو باشد . سراب آرزو باشد و لب هايت . لبان گرم و تب دارت . کتاب روشنی از بهر عمری گفتگو باشد محالست اين که بتوانی بر آن چشمان خوابيده . دوباره رنگ عشق و آرزو ريزی . نگاهت را به گرمی بر نگاه من بياويزی . لبهايم کلام شوق بنشانی تو می آيی يقين دارم . ولی افسوس آن پي
دگر با شوق روی شانه هايت سر نمی آرد به ديوار بلند پيکر گرمت نمی پيچد .جدا از تو جدا از تکيه گاهش در پناه خاک می ماند و در آغوش سرد گور می پوسد و موهايش بر سپيدی های آن زيبا لباس آفرينش نرم می لغزد جدا از دستهای گرم و زيبا و نجيب تو تو می آيی ولی افسوس ............. آن گرما به جانم بر نميگردد دگر بر جسم سرد و خاموشم هستی نمی بخشد يقين دارم که می آيی...... بيا ای آنکه نبض هستيم دردستهايت بود . دل ديوانهام افتاده لرزان زير پايت بود
دیگه زیاد نوشتم مخلص کلوم می خوامت خواستنی
مراقب خودت باش .تبریکم یادت نره
. خستت کردم با حرفام.
میرود فکر رهایی می کند
بی خبر از حال وروز قلب ما
به خیالش دلربایی می کند
بیخبر از بی دلی چون من هنوز
می زند بر دل چو آتش تیغ سوز
او چه داند عاشقان بی دل بوند
او به فکر عیش وما در فکر روز
فکر این روزان بی او در عذاب
بی خیال از ما چه راحت مانده خواب
ما برسم عشق غوغا می کنیم
تیره روزی را تماشا می کنیم
شاد بادا مرغ بی غم شاد باش
بی خبر از حال ما آزاد باش.
تاکی هی بگم بیا به درک به درد بی درمون که نیومدی
آخه هیچکی نیست بگه نامرد اینهمه این بشر می گه بیا تو نمیای یه سر بهش بزنی ؟اگه بیای به قدرت خدا انشا الله میمیری
؟ آخه بی مرام تو هی بگی و اون هی بگه که میشه یه منظومه اونوقت باید بمیریم تا معروف شیم . آقا من شهرت بعد مرگ نمی خوام می خوام مثل دو تا بچه ی آدم کنار هم زندگی کنیم . حالا مثل بچه ی آدم بگو میای یا نه
منتظر جوابم بی خود منظو مه نساز . ![]()
زیباست زندگی
تو در خیال او
او بی خیال تو
زیباست نازنین
بی او تو خسته ای
او بی تو بی خبر
چشمان خسته ات
تا نا کجا به در
قلبت امید وار چشمت چه پر فروغ
تو پاک چون نسیم
دور از همه دروغ
برای دیدن تو باز
دلم بهانه می شود
ولی کجاست جای تو
که پر کشد به سوی تو
دلم سکوت می کند
دلم هزار سال را
به خاطر نگاه تو
چه بی صدا و غرق اشک
برای دیدن دلت دلم سکوت می کند
تو را چگونه آسمان به من نشان نمی دهد
دمی که روح سر کشم به عرش کوچ می کند
دلم خیال می کند که چشمهای خسته ام
اگر ببیندت تو را
به آسمان به ماورا دلم عروج می کند
ستاره ام نمی رود به سوی آسمان تو
به سالها سکوت هم دلم سکوت می کند
بهار ها می رسند خران عمر من همی
چرا زبان قلب تو به گفتن جواب ما
چنین سکوت می کند
به من بگو بهار من
نسیم وصل کوی تو به سوی کلبه ی دلم
بگو که کوچ می کند
بهار گذشت یادت هست نازنین گفته بودی اردیبهشت که بیاید آسمان برایم رنگ دیگریست اکنون تابستان است و هنوز خورشید من رو نهان کرده . به من بگو کی طلوع می کنی خورشید ؟ به انتظار بنشینم یا یادت را در نهان خانه ی جان بپرورانم ؟ به من بگو که آیا تو خواهی آمد.
گیسوان سپید کرده ام به انتظار تو خود خوب می شناسیم . تو فکر می کنی با نبودت آرامم ولی اندوه روزهایم مانند گذشته تکرار می شود روزهایی سخت تلخ طاقت فرسا اندکی رحم ومروت خورشید کمی هم به فکر من باش . بگو آیا طلوع خواهی کرد؟
وقتی تو ی دیار شب یه ماه به من سر می زنه
تو آسمون بی کسی منم که از همه سرم
منم که با لجبازیات بازم همیشه می برم
خیال نکن تو بردی و یه گوشه ای رها شدی
نمی دونم کی به تو گفت که از دلت جدا شدی
تو آسمون بچگی چه بی صدا تنها شدم
دلم خوشه بزرگ شدی واسه خودت آقا شدی
فرشته ها خبر دادن دستای کوچیکت دیگه
جا واسه دستام نداره
فرشته ام دوست نداره ازتو خبر باز بیاره
یادت میاد ستاره ها چراغ خونمون بودن
شب که می شد می اوومدن روشنی شبا بودن
خیلی شبه منتظرم ستاره چشمک بزنه
خبر بده که اوومده بازم به من سر بزنه
پرنده ی نگاه من ستاره ی شبای
دیگه نمی تونم بگم نی نی می گم آقای من
بزرگ شدی ولی بدون اگه ستاره ام نیاد
اگه بهار سر نزنه یا یاد تو دیگه نخواد
بازم منم منتظرم منتظر اوومدنت
حتی اگه پیدا نشی بازم که یاد تو میاد