کی میگه فاصله عشق رو کم می کنه ؟ کی می گه هر کی از دیده بره از دلم میره ؟ کی می گه آدما تکراری می شن ؟ کی میگه من بعد این همه مدت تو رو یادم رفته ؟ مگه آدم با دلشم رودر بایستی داره؟ مگه می شه به دلتم دروغ بگی؟ مگه می شه بعد اینهمه انتظار بیای بگی همه چی دروغه ؟ مگه میشه آدم بخواد و نشه؟ می شه آدم سعی کنه و نتونه ؟مگه می شه آدم زندگیشو با یه حرف بذاره کنار ؟منتظرم تو ثابت کنی میشه یا نمی شه؟
ازجواب این اثبات می ترسم از این ترس نجاتم بده خدا
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 23:25  توسط راشین
|
اکنون برای خود می نویسم من که سالها انتظارت را کشیده ام می نویسم که تنهاییم را بدون تو پر کنم سالها گذشت و من هنوز من هستم ۳ سال پشت پرده های انتظار گذشت وباز هم کودکی متولد شد به نام تنهایی تو که آسوده از پس هر کلامت می گذری بی خیال از ویرانی من پس از هر گذر برای خود می نویسم تنها برای خود اکنون می نویسم که به خود ثابت کنم دیگر تنهای تنهایم . ماه شدم پرنده ی کوچک خیال گشتم گل سرخ پهنه ی وجود شدم و باز نابود شدم . برای دل تو می نویسم راشین تو که تنها کسم بوده ای تو که مرا و تمامی روزگارم را می شناسی . برای تو می نویسم که باز هم بر باد خواهی رفت
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 23:5  توسط راشین
|
از تو می نویسم از تو که آرزو بودی از تو که احساس بودی و اکنون خاطره ای بدان خاطره ای هستی که آرام آرام در وجودم رسوخ کرده ای .
شاید ستاره بودن انتظار بخواهد و تمام عمرم منتظر بودم که ستاره ام باشی اما آسمان برای من مهلتی نداشت تنها خواست ببارم پروانه ها من را با خود به آسمان بردند تا ماه را ببینم ولی من در پی ستاره ام بودم که غزل سکوت با نبودنت آواز شد و من بهترین غزل سرا شدم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 22:14  توسط راشین
|
چنان باش که هیچگاه وجدانت پس از سالها آزرده نشود که بیایی و زندگی را بر خود تلخ کنی.
ستاره بودن زیباست همه به ماه می نگرند ومن به تو تک ستاره ی من
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت 23:12  توسط راشین
|
من با اين نظرت كاملاً موافقم خانم خوب و مهربان هر كسي هر چي مي خواد بگه اصل اينه كه آدم يه چيزي رو بخواد و به اون اعتقاد داشته باشه . اون موقع است كه خود به خود همه جيز درست ميشه. بقول شاعر كه مي گه : گر مرد رهي ميان خون بايد رفت از پاي فتاده سر نگون بايد رفت تو پاي ذر راه نهي و هيچ مپرس خود راه بگويدت كه چون بايد رفت و انسان پاي بند به اصول هيچ گاه خطا نمي كنه انسان بايد هميشه خوش خلق و موبادي آداب باشه و به ديگران احترام بگذاره اگر انتظار داره كه ديگران به او احترام بگذارند و عشق هم از اين مضمون تهي نيست و با احترام متقابل مي توان عشق را به دست مي آيد و با بد قولي هيچ كس به عشق واقعي نمي رسد عشق يعني از خود گذشتن و فقط معشوق را ديدن نه اينكه خود نمايي كردن و خود خواهي كردن اينكه بگي اگه فلاني منو دوست داره بايد بخاطر من خودشو كلا در بست در اختيار من بگذاره بلكه زماني كه بتواني بگوي چون من اونو دوست دارم خودم و فداي اون مي كنم عاشقي ختي اگه اون با كس ديگري رفت بايد بگي كه حتما با اون خوشبخت تر مي شه بس من خودمو مي كشم كنار تا اون خوشبخت بشه اين معني عشقه واقعيه. با احترام به دوست داشتني ترين و مهربان ترين دختري كه مي شناسم فداي تو اميدوارم هميشه خوشبخت باشي و غم هيچ وقت به وجود نازنينت رسوخ نكنه يا علي |
|
حسن جعفرياری
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 20:15  توسط راشین
|
ولنتاین مبارک
HAPPY VALENTAINE
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 20:11  توسط راشین
|
خدمت آقای منم خوبه که بدونی پای بند اصول بودن ترسو بودن نیست در ضمن گذشته رو آدما خودشون می سازن و من خوشحالم که خرابش نکردم در ضمن چیزیم نبوده که بخواد کسی بدونه یا ندونه و آدم می تونه هر جوری که هست جلوی دروغ گفتن رو بگیره مگه نه؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 12:2  توسط راشین
|
اگر به دوردستها بنگری آسمان هم به زمین می رسد مگر منو تو ازآسمان وزمین دورتریم؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 6:56  توسط راشین
|
کاش می شد مثل بیشتر آدما دروغ بگم یا بلد باشم سر دیگرانو شیره بمالم که این کسی که تو بخش نظرات گفته بلد نیستی عشقتو نگهداری و نمی دونم چرا جرات نکرد اسمشو بنویسه بفهمه من اونی نیستم که اون فکر می کنه . کاش مغازه ای بود که سادگی بچگان رو بدی و جاش بزرگ شدن رو دروغ گفتن رو دو رنگی را بخری تا منم بتونم تو این زمونه زندگی کنم
اگه مغازه ای پیدا کردین لطفا آدرس بدین منتظرم .آق یا خانوم منم بهم یاد بده چه جوری عشقمو نگهدارم من فقط اینجوری بلدم که جاش تو دلمه دوسش دارم و بهش دروغ نگفتم حالا اونم اینجور باشه یا نه تقصیر من نیست . تو بهم یاد بده
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 6:40  توسط راشین
|
منتظرت بودم که شاید بیایی تا از چنگ تنهایی بگریزم اما تنهایی تورا هم از من ربود
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 16:58  توسط راشین
|
چشماتو ببند و یه کوچولو به گذشته فکر کن به اون موقع که حرفات قشنگ بود و هنوز برات تکراری نبودم اونوقتی که بودنم رو انتظار می کشیدی اون وقتایی که تو منتظر من بودی نه الان که باید تموم هفته انتظار یه خبر از تو رو داشته باشم . چشمامو می بندم به این فکر می کنم که ممکنه اون موقع اشتباه می کردم که منتظرمی ترس اینکه اصلا دوستم نداشتی پلکامو به تندی بز می کنه . صدات تو گوشمه و جای خالیت بد جوری احساس میشه قشنگترین روزای عمرم تو انتظار گذشت خدا کنه از این انتظار پشیمون نشم
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 9:29  توسط راشین
|
وهمیشه انتظار میکشیدم که بیایی ولی تو آسوده مرا به تنهایی سپردی تنها به جرم سالهای عمرم
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش
ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 15:30  توسط راشین
|
باز هم آهنگ غم را ساز کن با دل غمگین زینب ناله ها آغاز کن
اشک را با ناله ات همراه کن در دلت اتشگهی از آه کن
باد را هو هو کنان در دست گیر عشق را از عاشقان مست گیر
کاش در دل معبدی می داشتیم قلب پاکی از بدی می داشتیم
اشک را یاریگر جانان کنید هر چه جان گوید همانا آن کنید
دست بر جان دل و دلبر زنید هر چه خاکست در جهان بر سر کنید
باز هم روز غم آمد گوش کن عالمی را در غمش مدهوش کن
جان ما بسته به عشق او بود هر چه گوید دم مزن هم او بود
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 6:50  توسط راشین
|
آنقدر تنها آنقدر بی کس که ستاره هم در آسمان ندارم و تو فکر می کنی من از تمامی دنیا غنی ترم و همیشه آرزو می کنم که به این استغنا محتاج باشی و تنهایی دیاری باشد دورتر از دیار تو ای کاش فرشته ها حرفهای مرا برای تو می خواند ولی من فرشته ام نداشتم که حرفهایم را برایت بخواند
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 6:17  توسط راشین
|
به آ سمان نگاه کن باز هم من باز هم آسمان مرا پس فرستاد

+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 16:28  توسط راشین
|