تبليغاتX
حرفهای خودمونی
مرسی از تو که حرفای دلم رو می خونی
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 22:42  توسط راشین  | 

به سراغ من اگر می آیید

دیگر آسوده بیایید     به گمانم دو سه وقتی است

 که ترک خورده      چینی نازک تنهایی من

 من پریشان تر از آنم که به خود فکر کنم

و تو حیرانتر از آنی که مرا درک کنی

من چنان بی خبر از خویش

و تویی بی خبر از ما

که غریبانه ترین شعر در آیینه ی ما حیرانی ست

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 22:9  توسط راشین  | 

بچه ها اگر این آقا یا خانوم منم رو دیدید بهش بگین خوشحال می شم یه نشونه از خودش بذاره که منم بشناسمش که کیه اینجوری بهتر نیست نظر شما چیه؟

              توجه

آقا یا خانوم منم لطفا ۱نشونه از خودت بگو که بشناسمت اینجوری ناشناس احوال پرسی توهین به منه هات. که این رو نمی خوای؟ ۱نشونه ی کوچولو که بشناسمت لطفا

هرکی این منم رو می شناسه بهم بگه ممنون می شم

منتظرم منم جان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 22:26  توسط راشین  | 

در چند روز آينده اگر كار دفتري و يا رسمي داريد حتماًُ انجام دهيد. زيرا هيچ كس نمي تواند درخواست شما را رد كند. ديگران به صداقت و نقشه هايي كه مي كشيد احترام مي گذارند بنابراين افكارتان را براي آن ها بيان كنيد. حتماَ كمكتان مي كنند.

 

فروردين

افکارهای خلاق دارید اما مشکل شما این است که این افکارهای خلاق کمتر شده اند در حقیقت فشار عصبی زیادی داشته اید. مهمتر از همه اگر در امتحانی رد شده اید بهتر است این مسوولیت را به عهده کسانی بگذارید که اعتماد به نفس بالاتری دارند . حتی اگر به اندازه شما صبر و تحمل ندارند.

ارديبهشت

هر نوع مانعي كه بر سر راهتان قرار بگيرد با آنها با اعتماد به نفس رو به رو شويد و بدانيد كه هيچ چيز نمي تواند جلوي سرعت شما را بگيرد. ستارگان امروز مشكلات را حل مي كنند البته شما هم نبايد پيشامدها را مقصر بدانيد و از وجود آنها ايراد بگيريد. افرادي در زندگي موفق هستند كه به دنبال اتفاقات و شرايطي كه مي خواهند بروند و آنها را بيابند. اگر نتوانند آنها را پيدا كنند خودشان شرايط را مي سازند. چرا شما هم همين كار را نمي كنيد؟

خرداد

هر روز تصمیم تان برای ایجاد تغییرات حتمی تر می شود.اما باز هم برای اجرای آن باید کمی صبر کنید.گاهی اوقات سخت می شود در مقابل دیگران حرفی را مخفی نگه داشت و آن را عنوان نکرد.

 

تير

 

امروز افكار شما به صورتي غير معمول تغيير خواهند كرد و از ديدن مطالب با ديدگاه هاي متفاوت لذت خواهيد برد. به اين شانس چنگ زده و هر مشكلي كه اخيراً‌ سر راهتان سبز شده است را مجدداً مورد بررسي قرار دهيد، زيرا ديدن مسائل از زواياي متفاوت، سريع تر شما را به راه حل مي رساند.

مرداد

امروز زندگی هیجانات زیادی برای تان دارد و خوب سرگرمتان می کند.از این که همه چیز غیرمنتظره صورت می گیرند لذت می برید.به دنبال هم صحبتی می گردید که مملو از ایده های جالب باشد و توانایی ذهنی اش بالا باشد.

شهريور

امروز شما پر از حس ماجراجویی بوده که باعث گشوده شدن راه های جدید و هیجان انگیز به سوی شما خواهد شد.اگر چیزی هست که همیشه دوست داشتید آن را امتحان کنید ولی تا به حال هرگز موفق نشده اید،سعی کنید اکنون دوباره شانس خود را امتحان کنید.هم چنین شما علاقه خاصی به مسائل جهانی و منطقه ای پیدا کرده اید که می توانید در نتیجه آن مطالب زیادی را بیاموزید.

مهر

با دیگران در مورد مسائل مهم صحبت می کنید.از اینکه با دیگران در ارتباط باشید بسیار خوشحال می شوید هم چنین از اینکه نظرات دیگران را بدانید و از معلومات آنها بهره ببرید نیز شاد می شوید.سعی کنید هیچ دعوتی را رد نکنید.

آبان

زندگي امروز جريان ملايمي دارد و شما در همه زمينه هاي زندگي تان مي توانيد پيشرفت داشته باشيد. در ضمن از تجربه زندگي كردن بدون هيچ گونه فشار و استرس لذت مي بريد و از تاثيري كه روي خوب بودن كلي اوضاع زندگي تان و ظاهرتان دارد خوشحال ايد.فقط كافي است در يك نگاه در آينه بياندازيد و به بينيد بعد از سالها شروع به شكفتن و جوان تر نشان دادن كرده ايد.

آذر

تحت هيچ شرايطي حرف هايي را كه مي شنويد، باور نكنيد. از آنجايي كه مي دانيد افراد زيادي نيستند كه مثل خودتان راستگو و صادق باشند. اما از لحاظي شما سزاوار گول خوردن هستيد زيرا به دلايلي بيش تر از آن چه به نظر مي آيد ساده لوح هستيد.

دي

امروز یکی از دوستان تان شما را شگفت زده می کند در حالیکه اصلاً انتظارش را ندارید. چاره ای نیست . باید بگذارید کار خودشان را بکنند. روی هم رفته این درست همان رفتاری است که خود شما اگر در آن موقعیت قرار می گرفتید انجام می دادید.

 

بهمن

موضوعات خانه و دارایی زیر نورافکن هستند ( مرکز توجه حالات سیارات ) و بعضی از شما ممکن است تصمیم به تغییرات گرفته باشید. خوشبختانه شریک زندگی تان به نظر می رسد در توافق اصولی باشد.اما شما از همه استعدادتان برای نقاشی بیشتر عکس های خوش بینانه استفاده می کنید . اگر او ملاحظه جنبه مالی را نکند .

 

اسفند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 17:10  توسط راشین  | 

مرد 80 ساله ترکیه ای با 14 سانتی متر بینی، صاحب درازترین بینی دنیاست! این مرد اهل استان اردو در ترکیه محمت گل نام دارد و همسایگان او را با نام دده پینوکیو خطاب می کنند!! دده پینوکیو شکایت خاصی از بینی درازش ندارد و اقوامش هم می گویند به این مرد بینی دراز عادت کرده اند.
وی که تا کنون در مسابقات درازی بینی شرکت نکرده است گفته است: "افرادی که در این مسابقات برنده شده اند بینی شان بین 8 تا 9 سانتی متر طول دارد. اگر من شرکت می کردم قطعا برنده این مسابقات می شدم چرا که تاکنون درازتر از بینی خودم ندیده ام!"
سال گذشته شخص دیگری با نام محمت اوزیورک با بینی ای به درازی 8.8 سانتی متر اسم خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 17:0  توسط راشین  | 

INTERVIEW WITH GOD
گفتگو با خدا

I dreamed , I had an interview with god.

خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم .

God asked?

خدا گفت :

So you would like to interview me !

پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the time.

گفتم اگر وقت داشته باشيد.

God smiled ,

خدا لبخند زد.

My time is eternity.

وقت من ابدي است.

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟

What surprises you most about human kind ?

چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟

God answered :

خدا پاسخ داد:

That they get bored with child hood .

اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند،

They rush to grow up and then ,

عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،

long to be children again .

حسرت دوران کودکي را مي خورند.

That they lose their health to make money .

اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند ،

and then ,

و بعد

lose their money to restore their health .

پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند.

That by thinking anxiously about the future,

اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present ,

، زمان حال را فراموش مي کنند.

such that they live in nether the present ,

آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند ،

And not the future .

نه در آينده

That they live as if they will never die ,

اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد.

and die as if they had never lived .

وآنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند.

God's hand took mine and

خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while .

و مدتي هر دو ساکت مانديم.

And then I asked :

بعد پرسيدم

As the creator of people ,

به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn?

مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied , with a smile ,

خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them .

ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود
كرد

but they can do is let themselves be loved.

اما مي توان محبوب ديگران شد.

T o learn that it is not good to compare themselves
to others.

ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the
most,

ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد.

but is one who needs the least.

بلکه کسي است که نياز کمتري دارد.

To learn that it takes only a few seconds to open
profound wounds in persons we love

ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق، در دل
کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم،

, and it takes many years to heal them.

ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

To learn to forgive by practicing for giveness .

با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.

T o learn that there are persons who love them
dearly.

ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند.

But simly do not know how to express or show
their feelings.

اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.

T o learn that two people can look at the same
thing,

ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند،

and see it differently.

اما آن را متفاوت ببينند.

To learn that it is not always enough that they be
forgiven by others.

ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند.

The must forgive themselves.

بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

And to learn that I am here

و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS

هميشه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 0:47  توسط راشین  | 

فکر نکن سرم شلوغه/ توي زند گي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره/ اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم/ مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم/ خيلي سخته بگي مي رم ، وقتي مي خواي که بموني / وقتي مي خواي تو خيالت ، شعراي قشنگ بخوني/ من گذشتم از تو اما ، تو هميشه بهتر يني/ مثل اشکي واسه چشمام ، موندگاري و صميمي/ من ميخو استم تو خيالم ، ازتو تا ا بد بخونم تنها باشم بي حضور ت ، رازچشماتو بدونم/ من مي خواستم واسه دردام ، تنهايي خونه بسازم/ با نت هاي مه ربونيت ، شعراي قشنگ بسازم/ مي دونستم وقتي ميرم ، ديگه تا ابد غريبم/ حتي واسه چشم خيست ، بي وفاترين فريبم

 می دونستی وقتی رفتی دل من دیوونه تر شد/ می دونستی بعد رفتن دل من اهل خطر شد /من می خواستم واسه چشمات یه سبد غزل بخوونم /با دل دیوونه ی تو تا ابد یه رنگ بمونم/ اگه دل سپرده بودی نمی رفتی بی تفاوت/ نمی خواستی که بگیره لحظه ها رنگ تعدد /نمی ذاشتی که دل من دق کنه بی تو بمیره/ ذره ذره لحظه هامو رنگ بی کسی بگیره/ تو گذشتی تو که رفتی چون که عاشقم نبودی/ توی تنهایی قلبت پی عشق دیگه بودی/ حالا که دستی رو داری واسه پر کردن دستات/  واسه من خیلی عجیبه شعر عشق توی چشمات/ تو اگه خودت غریبی من یه آواره ی تنهام/ نه دیگه عشقی رو دارم نه دیگه دستی رو می خوام/ وقتی حرفای تو  پر زد  وقتیکه عشقت تموم شد /دیگه اصلاهم مهم نیست  عمر من اگه حروم شد/ تو نه خوابی نه خیالی نه دیگه فکر محالی/ تو یه روحی تو یه نبضی که تو هر نفس باهامی/حالا که رفتی و چشمام تا ابد چشماتو گم کرد/ تنهایی اوومد کنارم آره تنهاییمو پر کرد / آگه از خیال و یادت تا ابد غزل بخوونم /می تونم مثل یه شاعر بی تو با خودت بمونم / حالا دفترو میبندم حالا که اشکم می ریزه /گرچه واسه تو مهم نیست اشکامم واسم عزیزه/ سر سطر آخرینم تو واسم ازعشقت نخوونو برو با عشق تو خوونت تا ابد یه رنگ بموونو/تو چشای ناز بچت اگه اشکی بنشینه بخدا دلم می لرزه آه من تو رو می گیره /

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 23:25  توسط راشین  | 

به چه می خندی تو؟

به مفهوم غم انگیز جدایی؟

به چه چیز ؟

به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟

 به چه می خندی تو؟

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟

یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

به چه می خندی تو؟

به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟

خنده دار است بخند

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 9:30  توسط راشین  | 

ديرگاهی است که دل روز و شب می ترسد، با خودش می جنگد و به تو می نگرم که دلم مدتهاست که شده حيرانت... باز دل می ترسد، که مبادا روزی بروی از اينجا و بمانم تنها و بميرم رسوا! باز من می گريم که مبادا عشقم برود از يادت!!! بدهی بربادم و بميرم در غم باز در رويايت دل من می ماند و به خود خندد که شده مجنونت! تا کنون قلبم را اينچنين ديوانه.....من نديدم هرگز! ««««از نگاه پاکت دل من می لرزد!باز هم می ترسم!»»»» نکند چشمانت روزگاری جز من به کسی عشق دهد! ای اميد ماندن ، بی تو من خواهم ماند با دلی پر ماتم در پس تنهايی وقت آرامش شب از خيانت لبريز از همه بيزارم و تو را می خواهم تا بميرم از شوق .... لحظه ديدارت...... ای تو که آغوشت مأمن اين تنهاست....باز هم دريابم! که پرم از گريه و بغضی کهنه ...روز و شب لبريزم..... گرمی آغوشت برتر از يک دنياست ، در کنارت گويی مالکم دنيا را تو بمان تا عمری من بمانم شيدا و نميرم تنها و تمام خود را بدهم در راهت من نخواهم هرگز که بجز چشمانت به کسی عشق دهم و کسی را جز تو لايق خود دانم من همه اميدم بسته به چشمانت تو شدی رويايم!! تو شدی دنيايم....

دوستت دارم

نگاهم کردی و

داغ نگاهت را دوست دارم

 نگاهت می کنم شاید بفهمی دوستت دارم

 اگرتوپاک بودن را،به من آموختی چه فرقی می کند گر،می کنند این شهر انکارم

 به روی قول خود مردانه ماندن تا ابد،یعنی

به جزتو،از تمام مهوشان شهر بیزارم

به جان بیت بیت این غزل های پریشانم

 ببین در حلقه های دام گیسویت گرفتارم

تو حتی،بامن از شعرم به من نزدیک ترهستی

 توآن ماهی که می تابی،به سیمای شب تارم

 به اشعارم،به چشمانم،نگاهت می زند آتش نگاهت می کنم،شاید،بفهمی دوستت دارم

دلم گرفته آسمون     نمی تونم گریه کنم

شکنجه میشم ازخودم   نمی تونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها   روسینۀ من اومده

آخ داره باورم میشه   خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون    ازخودتم خسته ترم

توروزگاربی کسی     یه عمره که دربه درم

حتی صدای نفسم    میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زدنت     یه کوله بارشب بسم

 دلم گرفته آسمون        یکم منوحوصله کن

 منم که ازاون روزگار        یه خورده کمتر گله کن

 منوبه بازی میگیرن        عقربه های ساعتم

برگۀ تقویم میکنه        لحظه به لحظه لعنتم

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 9:16  توسط راشین  | 

تورفته ای ولی

دلم برای خنده های تو

هنوز تنگ می شود

عجب شبی است

که آسمان چشم من

مثال دختر نسیم و آسمان

مثال شبنم سپید

برای تو سپیدو خیس رنگ می شود

دلم چقدر تحت التهاب بعد توست

هنوز باورش برای ذهن من

چه سخت می شود

که من بدون تو بدون زندگی بدون عشق زنده ام

و من هنوز زنده ام ؟ این گذشتن زمان

بدون دستهای تو

بدون دیدنت

زندگیست؟

هنوز باورش برای ذهن من

چه سخت می شود

که من بدون تو بدون زندگی بدون عشق زنده ام

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 7:6  توسط راشین  |