تبليغاتX
حرفهای خودمونی
مرسی از تو که حرفای دلم رو می خونی
برای من که دلم چون غروب پاییز است،

 صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:31  توسط راشین  | 

می نویسم که بدونی            تو که شعرامو می خوونی

کاشکی دنیا می گذاشت تا      توکنار من بمونی

نه صدا دارم بخونم                  نه میذارن که بمونم

نه می شه داد بزنم من           نه می شه آواز بخونم

تو که تو نغمه و سازی             تو که آهنگ می سازی

یه جوری از دل ما خبر داری      می شه این نغمه ی غمناکو بسازی؟

بنویس این غم مارو بنویس       قصه ی دلا  جدا رو بنویس

بنویس از راه دورو بنویس          قصه ی زنده به گورو بنویس

از دل خسته و تنها بنویس         از اوونکه نشسته بالا بنویس

از لبای سرخ وخندون بنویس      از چشای خیس و گریون بنویس

از کسی که آسوپاسه بنویس    از کسی که با کلاسه بنویس

شبتا صبح نامه نوشتن بنویس  نمیشه خودم رو کشتن بنویس

خوشبحالتکه میتونی بنویس      باغمت آواز بخونی بنویس

بنویس من نمیتونم بنویس        ازغمم هیچجا بخونم بنویس

بنویس شکسته پشتم بنویس    اینارو بی نور نوشتم بنویس

بنویس تنهایی موندم بنویس     ننویس باهات نموندم بنویس

بنویس که خیلی تنهام بنویس   مثل کف روی موجام بنویس

ازغم وصداو عاشق بنویس          ازغمو داغ شقایق بنویس

ازیه انگشتو انگشتر بنویس         که هنوز نیووردی در بنویس

بنویس از خود مریخ بنویس         ازگل سرخو گل تیغ بنویس

ازچشای خیسو شبهام بنویس    بنویس که بیتو تنهام بنویس

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 7:20  توسط راشین  | 

گاهی می شود و گاهی نمی شود 

                      گاهی دور میشود و نزدیک نمی شود

                                                             گاهی بلندی روز شب نمی شود

                                                                            گاهی شبی به قد یک ثانیه روز می شود

گاهی تمامی وقت دلت تنگ می شود

                                   گاهی دلت به سختیه سنگ می شود

                                                      گاهی تمامی حرفت گوش می شود

                                                                                  گاهی برای همیشه فراموش میشود

آندم که درخیال تو تکرار می شود

                            شاید برای دیگری او یار می شود

                                                    شاید ستاره ی عشق خاموش می شود

                                                                     شاید کسی برای همیشه فراموش می شود

 

                                      

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 7:0  توسط راشین  | 

نه می گم برو نه می گم بمون

فقط دست من نیست همینو بدون

نه دنیا بهم ساخت نه این سرنوشت

تو از حال زار دل من بخون

بخون از کسی که دلش بیکسه

مثله یه هوا مرغ تو قفسه

بخون از غمی که می سوزونه دل

کی میگه غم من همینقد بسه؟

تا دنیا به راهه غمم با منه

همون غم که هردم منو میشکنه

منم مثل ابری که قلبش پره

که از بیقراری بهم می خوره

می لرزه می باره که دریا بشه

جونش در بره تا که رها بشه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 6:51  توسط راشین  | 

بیخبر رفتی مثل ۸سال که گذشت

مثل تمامی خاطره ها که برایت پاک شد

آری منم  منه محکوم

چون نیمکتی تنها دمی آسودیو حرفهایت راروی روحم کندی

من همان فرشته ی ۸سال پیشم

همان که مثل من هیچکس نبود

اکنون چه شده؟شبهای تنهاییت همراه یافته که فراموش کرده ای؟

یا سالها مرا ازیاد تو برده؟

آری بازهم در این دادگاه منم محکوم

آری منم  منه محکوم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 2:39  توسط راشین  | 

چرا من؟

و

چرا من نه؟

................

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:12  توسط راشین  | 

سوال اول: چطور يك زرافه را در يخچال جا مي‌دهيد؟
جواب درست: در يخچال را باز مي‌كنيم، زرافه را در يخچال مي‌گذاريم و بعد، در يخچال را مي‌بنديم.
اين سوال اين مساله را آزمايش مي‌كند كه آيا شما چيزهاي ساده را از راه‌هاي پيچيده انجام مي‌دهيد يا نه.
سوال دوم: چطور يك فيل را در يخچال جا مي‌دهيد؟
جواب درست: مثل بالايي جواب داديد؟
نه خير! اول در يخچال را باز مي‌كنيم، زرافه را در مي‌آوريم، بعد فيل را مي‌گذاريم آن تو، بعد در يخچال را مي‌بنديم.
اين سوال مي‌بيند كه آيا شما به نتايج كارهاي خودتان توجه كافي داريد يا نه.
سوال سوم: شير جنگل، همه حيوانات را به بيشه دعوت كرده تا در كنفرانس جنگل شركت كنند. همه هستند غير از يك نفر. كي؟
جواب درست: خب فيل! چون هنوز توي يخچال است.
اين سوال حافظه‌تان را محك زد. اگر اين سه تا سوال را تا به حال غلط جواب داده‌ايد به درست جواب دادن سوال بعدي خيلي اميدوار نباشيد.
سوال چهارم: رودخانه‌اي در همان جنگل هست كه حتما بايد از روي آن رد بشويد اما پر از تمساح است. چگونه اين مساله را حل مي‌كنيد؟
جواب درست: بايد شنا كنيد. البته خطري ندارد چون همه تمساح‌ها در كنفرانس جنگل هستند.
اين سوال مي‌خواست ببيند كه شما چقدر سريع از اشتباهات‌تان درس مي‌گيريد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 20:4  توسط راشین  | 

آيا مي‌دانيد با هوش‌ترين زن دنيا 5 فوق‌ليسانس دارد و ضريب هوشي او 200 است و دنبال كار است
efjc m:val="centerGroup">
- آيا مي‌دانيد اولين فردي كه در اروپا اقامت گرفت يك زن ايراني بود و بعد مسأله اقامت خارجي‌ها مطرح شد.
- آيا مي‌دانيد ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر جامعه هستند حتي ثروتمندتر از ملكه اليزابت.
- آيا مي‌دانيد ايرانيان در آمريكا فرهيخته‌ترين افراد جامعه امريكا هستند.
- آيا مي‌دانيد رئيس كامپيوتر ناسا يك ايراني است.
- آيا مي‌دانيد حدود 250 ايراني در ناسا محقق داريم.
- آيا مي‌دانيد كورش كبير بر جهان حكومت مي‌كرد و به نوعي قدرت جهان در دست ايران بود.
- آيا مي‌دانيد سال 2001 در فرانسه سال ايران نام داشت.
- آيا مي‌دانيد اگر 3 قاره آسيا و امريكا و آفريقا را به هم وصل كنيم ايران در مركز جهان است.
- آيا مي‌دانيد فرشته‌ها با سرعت نور حركت مي‌كنند و زمان بر آن‌ها كند مي‌شود.
- آيا مي‌دانيد انسان در سال 3000 قد متوسط 2 متر و 120 سال عمر و پوست قهوه‌اي خواهد داشت.
- آيا مي‌دانيد وزن 1 قاشق چايخوري از سياه چاله‌ها 2 ميليارد تن است؛ بله 2 ميليارد تن.
- آيا مي‌دانيد يك سياهچاله در كهكشان راه شيري است كه هر ثانيه 1000 بار دور خود مي‌چرخد.
- آيا مي‌دانيد ضريب هوشي انسان‌هاي معمولي بين 85 تا 105 است.
- آيا مي‌دانيد هر تار موي انسان مي‌تواند تا وزن 100 گرم رشد كند.
- آيا مي‌دانيد بلندترين موي سر دنيا 6 متر است.
- آيا مي‌دانيد چشم انسان معادل يك دوربين 135 مگاپيكسل است.
- آيا مي‌دانيد سريع‌ترين عنكبوت دنيا داراي سرعت Km 16 در ساعت است كه در افريقاست.
- آيا مي‌دانيد يك انسان نهايتاً مي‌تواند با سرعت Km 35 در ساعت بدود.
- آيا مي‌دانيد نوعي عنكبوت مي‌تواند 300 برابر وزنش را بلند كند.
- آيا مي‌دانيد طول موج نور مرئي بين 700 – 400 نانومتر است.
- آيا مي‌دانيد خورشيد كوچك‌ترين ستاره دنيا است.
- آيا مي‌دانيد وقتي به خورشيد نگاه مي‌كنيد صحنه 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده مي‌كنيد.
- آيا مي‌دانيد زمين در آغاز پيدايش خود 2000 بار بزرگ‌تر از حجم كنوني خود را داشته است.
- آيا مي‌دانيد مساحت سوراخ اوزون 34 ميليون كيلومتر مربع يا به اندازه آمريكاي شمالي است.
- آيا مي‌دانيد سالانه 3,1 ميليون مترمكعب چوب صرف چوب‌هاي غذاخوري در چين مي‌شود.
- آيا مي‌دانيد ماموت‌ها كه 10 هزار سال پيش منقرض شدند تا 6 سالگي شير مادرشان را مي‌خوردند.
- آيا مي‌دانيد جوانان هندي شادترين و جوانان ژاپني افسرده‌ترين‌هاي جهانند.
- آيا مي‌دانيد مردم فيليپين به بيش از 1000 لهجه سخن مي‌گويند.
- آيا مي‌دانيد عمر مفيد انسان‌ها در كف دستشان نوشته شده است، نگاه كنيد. 63 = 18 - 81
- آيا مي‌دانيد مسن‌ترين انسان دنيا با 142 سال سن الان در ايران زندگي مي‌كند.
- آيا مي‌دانيد به گفته صندوق پول جهان ايران در تورم رتبه 5 جهان است و تا چند سال ديگر البته 1 خواهد شد.
- آيا مي‌دانيد گران‌ترين كفش دنيا 1 ميليارد و 700 ميليون تومان است.
- آيا مي‌دانيد گران‌ترين سينماي خانگي 210 ميليون تومان است.
- آيا مي‌دانيد گران‌ترين بلندگوي جهان 210 ميليون تومان قيمت دارد
efjc> ispdef> efjc>

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 16:45  توسط راشین  | 

: doa kon ke yek shab be zudi bemiram

 rahasham azin (kash budi) bemiram

delam vase cheshmash che tange che tange

negah kardane to ba ashkam ghashange
maninja neshastam kenare khialet
 khialet hanuzam vase manm ghashange
 negaham berahe ke shayad biaii
 midunam dorughe dorugham ghashange
 negam poshte shishe harasun harasun
 negahe zamune vase man che tange

 manam poshte in khateratet neshastam 
nadidi shekastam haminesh ghashange
 to ro man sepordam 
be abro be barun
 bebin  ke havaye cheshamam ghashange 

hanuzam sedayy miad tuie gusham

mige nazaninam sokootet ghashange

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:3  توسط راشین  | 

ثریای زندگی من کسی بود به اسم شیوا اومدو شهریار قصه ی من رو برد شهریار من نه شاعر بود نه هنرمند نه تاجر بود ونه اسمش شهریار و نه معروف بود منم شدم لاله ی بی کس شهریار منم می دونست که چقدر تنهام هنوزم دلم می لرزه که نکنه شهریار من طوریش شه .من اون لاله ای بودم که خبر از ثریا نداشت من لاله ی شهرستانی کجا و شیوا یا ثریا کجا

شهریار من همیشه وقتی دلم می گیره آرزوم اینه که بدونم این ثریای تو چه شکلی بوده حیف صفحه ی مونیتورتوان بیان حس و سوختن ته ته ته دلم رو تو لحظه های دلتنگی  من نداره آخخخخخخخخخخخخخخ نفسم بدجوری سنگینه یکی نیست بگه بنده ی خدا دل شکسته که اگه ۱۰۰۰سالم بگذره آروم نمی شه

آخخخخخخخخخخخخ:

روزگارم گله مندي شده است

من بگریم تو بخندي شده است

 ازدلم ياد نكردي شايد،

عشق هم سهميه بندي شده است

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:27  توسط راشین  | 

 


سايت لينك باكس -